|
پیمان شکستن افت عشق است نازنین!
کوفی است هرکه پشت بر این اعتقاد کرد
دلم دور از تو کم کم در سیاهی داشت گم می شد
شبی فانوس چشمت را – خدا را شکر- دید آخر
یک لحظه این زخمی ترین سهراب را دریاب
من بی تو می میرم کجای نوش دارویم؟
وقتی که حجمم هم چنان از عطرت آکنده است
دیگر چه فرقی دارد ای گل! هر کجا باشی
|